شيخ حسين انصاريان

79

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

مكتبش جز مكتب انبيا نيست ، چراغ محفلش جز نور اوليا نيست ، هم چون او كسى به اسرار راه دانا نيست ، جز كلام حقّ و حقيقت كتابى را خوانا نيست ، اگرچه جز خدا نبيند و غير خدا نخواهد ولى به خاطر نور بخشيدن به حيات ديگران از پير و برنا جدا نيست ، قبلهء جانش جز مولا نيست ، همّتش جز رسيدن به مقام اعلا نيست ، از قيد عشق دوست هرگز رها نيست ، زبانش جز به ذكر دوست گويا نيست ، گوشش جز در برابر خواست معشوق شنوا نيست ، غير درياى محبّت جايى در شنا نيست ، با غير محبوب ابدى آشنا نيست ، هرگزش بر سر دنيا و ماديّت با كسى دعوا نيست ، در درونش جز عشق شديد مولا غوغا نيست ، او را در دنيا جز غم دوست بلا نيست ، قدر و منزلتش در ميان خلق عالم برملا نيست ، در عمق جان و هستىاش ذرّه‌اى هوس و هوى نيست ، او را جز رضاى دوست رضا نيست ، بر زبانش جز حمد و تسبيح و تهليل و سخن نيكو و ثناى اللّه ادّعا نيست . عارف : در اصطلاح بيداران راه و نيازمندان درگاه و عاشقان آگاه ، انسانى است كه نفس خود را به حسب قوّهء نظريّه كامل كرده و علم به حقايق را به قدر توان تحصيل نموده و از صفات رذيله و عقايد خبيثه خود را پاك ساخته و خويش را به اعتقادات حقّه و كمالات الهيّه آراسته نموده . عارف : انسانى است كه داراى علم و عمل است و تمام اوامر الهى را گردن نهاده و از آنچه نهى شده كناره گرفته و به خاطر رياضت شرعيّه و عبادت الهيّه داراى قوّت و قدرت عملى گشته . عارف : در زبان اهل ذوق و ارباب شوق و مستان ميخانهء عشق ، انسانى است كه علاوه بر كمال معرفت و عمل ، جميع قوا و اعضا و جوارح او براى خدا شده و در حقيقت داراى مقام فناء فى اللّه گشته و خلاصه جز يكى نخواهد و جز يكى نداند . مىگويند دو نفر با هم در حساب كار و كسب اختلاف داشتند ، براى حلّ